|
پيشرفت صنعت ايرانگردي آرزوي ماست
|
در گیرودار زندگی بار دیگر صدایی به گوش می رسد صدائی که وقتی با او هستی به گوشت می رسد نه وقتی با خودی. آری بار دیگر صدای پای عزیزی می آید.
بهترین ماه خدا رمضان می آید تا فرصتی شود برای بازگشت.
بازگشت به چه ؟ به اصل وجود خود به آفریننده ای که او را در پس حوادث روزگار فراموش نمودیم.
چقدر نام رمضان پرمعنی و دقیق است آری باید دائم سوخت و سوزاند آنچه ما را سوزانده است.
خود را با رمضان و قدر آن از گناهان بیمه کنیم که شاید این آخرین مهمانی ما در پیشگاه او باشد پس قدر میزبان را بدانیم و مهمان شایسته ای برای او باشیم.
ایران من
ای عشق تو خوو کرده با جان و تنم
مال منی ای پر گهر،خاک دلیران کشورم
کی گفته هر جا که بری هوا همین رنگ و داره
هوای ایرانِ منو کجای این دنیا داره
هر کی بخواد حرمتت رو ای نازنینم بشکنه
باید بدونه دست ما ریشه اونو میکّنه
جونم فدای نام تو ایران من
خونم نثار راه تو ایران من
تیر و کمون آرش و یه بار دیگه برمیدارم
نشونه مرز تو رو اون ور ابرا میزارم
رو نقش رستم میشینم به جنگ اهریمن میرم
مثل سیاوش واسه تو به قلب ها آتیش می زنم
هر کی بخواد حرمتت رو ای نازنینم بشکنه
باید بدونه دست ما ریشه اونو میکّنه
جونم فدای نام تو ایران من
خونم نثار راه تو ایران من
گفتگوی اختصاصی
با مدير محترم وبلاگ وزين سفر ايرانی جناب آقای عباسپور
درباره دلائل عدم پيشرفت ايران با وجود پيشينه طولانی تمدن و ديگر
مسائل مربوط به ايرانگردی
برای ديدن اين گفتگو اينجا را کليک کنيد
سلام
مدتي بود مي خواستم در مورد مسئله اي بنويسم فرصت نمي شد.
ما ايرانيان با داشتن سوابق درخشان در تاريخ و تمدن جهان – که افتخاري براي ماست - چرا اينقدر از همنوع خود دوريم؟ چرا اينقدر از تنهايي بيشتر لذت مي بريم؟
مثالي براي شما بيان مي کنم: مسئله اي که خيلي برايم اتفاق افتاده ببينم وقتي مي خواهيم سوار اتوبوس بشيم آيا حاضريم با وجود جاي خالي، کنار يک نفر ديگه بشينيم ؟ جواب من که منفي است شما رو نمي دونم ...
اين دفعه آخر که سوار اتوبوس شدم ديدم از نصف اتوبوس تا آخر در دو طرف در هر صندلي دو نفره يک نفر نشسته اونم کنار پنجره !
واقعا بعنوان يک ايراني خيلي بهم برخورد. چرا ما ايراني ها اينقدر از هم دوريم ؟